دختری با گوشواره مروارید

دختری با گوشواره مروارید


نقاش: یوهانس فرمیر
ژانر:هنر پرتره
رویکرد: رئالیزم هلند

سال خلق: ۱۶۶۵ تا ۱۶۷۵

این نقاشی زیبا که به “مونالیزای شمال” نیز معروف است، یکی از مشهورترین پرتره های باروکیBaroque  است، که علاوه بر تسلطی تمام روی روش نقاشی واقع گرایانه هلندی، اثباتی بر استادی فرمیر در کشیدن پرتره را نشان می دهد.

مهارت و توانای فرمیر در کشیدن سر و صورت زنان جوان در کارهایی از قبیل صورت یک دختر، دختر شیر فروش، خانمی حین نامه نگاری و دختری با کلاه قرمز شناخته شده و تحسین برانگیز است.

در واقع از نظر تکنیکی این تصویر مشهور که با نام دختری با دستار به سر هم شناخته شده است، این یک پرتره نیست بلکه مطالعه و بررسی روی سر دختری است، که در روزگار فرمیر به عنوان ترونی (ترونی: کارهایی که در دوران طلایی دوک و جنوب هلند کشیده می شدند و حالتی اغراق انگیز از چهره را نشان می دادند) شناخته می شد.

ساختار

نقاشی دختری با گوشواره مروارید ساختاری ساده‌ و دلپذیر دارد.

برخلاف اکثر آثارفرمیر،  اینجا موضوع نقاشی تنها سر و صورت دختری است که در پس شانه اش به بیننده می نگرد.

به جز فضا و اتسمفر تیره آن دیگر اشاره ای به محیط و فضای موجود نشده است. ارتباط مستقیم غیرعادی بین ناظر و پرتره با حالت لبان نیمه بازش، حسی از قرابت را ایجاد کرده که تا حدی نمودی از صمیمیت را بین بینننده و پرتره می توان احساس کرد.

دختر، روپوشی زرد متمایل به قهوه ای به تن دارد که کنتراست شدیدی را با یقه ی سفید روشنش ایجاد کرده است.کنتراست بیشتری نیز در دستار آبی و زرد دیده می شود که به نقاشی جلوه و حالتی عجیب و مرموز می بخشد. به سر کردن دستار  در اروپای بعد از قرن ۱۵ مرسوم بوده است، همان طور که در نقاشی مردی با دستاری قرمز پرتره ی معروف یان وان آیک که از خودش کشیده است می توان دید.

رامبرانت، معاصر فرمیر در طول زندگی اش فیگور و سرهای تنها را با پوشش هایی عجیب نقاشی می کرد، و سرهای مشابه و کوچک با کلاههایی غیرمتعارف توسط کارل فابریتوس که به فرمیر آموزش می داد، اشاره به این موضوع دارد که فرمیر ممکن است این سنت را به شهر دلفت نیز آورده باشد.

مفهوم و معنای دختری با گوشواره مروارید

آخرین و البته برجسته ترین ویژگی این نقاشی، گوشواره مروارید اشک مانند و بزرگ دختر است.

جواهری مشابه را در نقاشی زنی حین نامه نگاری و پیش‌خدمتش می توان دید. این گوشواره مروارید به همراه دستار این دختر ممکن است از معنای این نقاشی پرده بردارد.‌‌
به نظر می رسد که پیام این نقاشی از ایده و باورهای آمده در کتاب مقدمه ای بر زندگی پارسایی نوشته نویسنده ی اهل تصوف، فرانسوا دو سال که سال ۱۶۱۶ در هلند چاپ شد، نشات گرفته باشد.

دو سال می نویسد که زنان باید گوشهایشان را از کلمات و سخنان ناپاک حفظ کنند، و باید با آنها تنها سخنان پاک و مطهر، “مرواریدهای آسیایی انجیل” را بشنوند. بااستفاده از این متن به عنوان مرجع، به نظر می رسد که گوشواره مروارید نقاشی فرمیر بیانگر عصمت و پاکدامنی باشد، درحالی که المان  “آسیایی”  اشاره شده با دستار سر دختر نمود پیدا کرده است.

دختری با گوشواره مروارید

روش های نقاشی فرمیر: دوربین تاریکخانه ای Camera Obscura

اشعه های ایکس از این نقاشی اطلاعات حیرت آوری در باره روش های نقاشی فرمیر به دست داده است.

در اغلب نمونه های نقاشی دوک قرن ۱۷ لایه ی ابتدایی نقاشی نشان از اصلاح و تنظیم زاویه ها، شکل ها و فرمها ی مختلف دارد.

گرچه اینجا جدا از ایجاد و تشکیل تجربی المان ها ، تنها الگویی از نور و تاریکی را شاهد هستیم. مورد عجیب و غیر معمول این است که هیچ نشانه ای از خط یا طرحی اولیه برای هدایت مسیر نقاشی وجود ندارد. این چنین پروسه غیرمعمولی احتمال استفاده ی فرمیر از دوربین تاریکخانه ای را بیشتر می کند.
منتقدی احتمال داده است که الگوهای شامل کنتراست شدید نور و تاریکی مشاهده شده در نتایج بررسی های صورت گرفته، استنساخ مستقیم فرمیر از نوری باشد که از طریق دوربین تاریک خانه ای ظاهر شده اند.

اگر این ادعا صحت داشته باشد، این اثر به شدت ناتورالیستی می تواند به عنوان یک نوع عکاسی مستقیم در نظر گرفته شود.

درباره جان فرمیر

او سرپرست مدرسه ی دلفت هنرهای باروکی دوک و یکی از اعضای ثابت هنرمندان ریالیست دوک در اواسط و اواخر قرن ۱۷ بود،فرمیر با افکار و احساسات بومی اش شناخته شده است،

معمولا در آثارش روشنایی پنچره ای در سمت چپ، دختر یا زن جوانی که مشغول انجام کاری عادی و نسبتا کم اهمیت اند حضور دارند. برای نمونه نقاشی زنی با گردنبند مروارید. آثار او معمولا با رنگ های زرد، آبی و خاکستری ، نوری سرد، حس ساده ای از تعادل، نظم و بالاتر از همه صمیمیت شناخته شده اند .

در طول تاریخ هنرمندان آثاری را به وجود آورده اند که امروزه هم از بی نظیر و شاخص هستند. از محبوب ترین این آثار تابلوهای نقاشی نفیسی هستند که در حال حاضر در موزه های مهم جهان با دقت حفظ و نگهداری می شوند.

امروز قصد داریم با یکی از مهم ترین و مشهورترین تابلوهای دنیا آشنا شویم.

نام این تابلو دختری با گوشواره ی مروارید است و دختری را به تصویر کشیده که با چهره ای بی حال از روی شانه رو به رو را نگاه می کند. لباس این دخترک نامتعارف و بی شباهت به پوشش اقوام یا محله ی خاصی است.

خالق این اثر، نقاشی به نام یوهانس فرمیر، اهل هلند است.

یوهانس در اغلب تابلوهایش از مردمان عادی یا درباریان و ثروتمندان در هنگامی که در حال کار و فعالیت های روزانه بودند نقاشی کشیده و تابلوی دختری با گوشواره ی مروارید تنها اثر اوست که دختری اینچنینی با زمینه ای تیره و نامشخص را به تصویر می کشد.

هر چه به این اثر و ریزه کاری هایش دقت کنید نمی توانید هیچ اطلاعاتی درباره ی دختر به تصویر کشیده شده به دست آورید مثلا اصلا معلوم نیست که او چه شغلی دارد یا از چه طبقه ای از اجتماع است یا چه نسبتی با نقاش دارد.

البته درباره ی نسبتش با یوهانس حدس و گمان هایی زده شده برخی می گویند او دوست نقاش بوده یا بعضی دیگر احتمال می دهند دختر او یا مدلی گم نام بوده باشد. در هر صورت ماجرای این تابلو هنوز هم پنهان است.

به صورت کلی مشخصه ی بارز دخترک گوشواره ی مروارید او و لباس های عجیب و غریبش است اما با این حال به دلیل حسی که در نگاه او نهفته شده و زیبایی باورنکردنی تابلو، این اثر به معروف ترین تابلوهای هلند و جهان تبدیل شده و نویسندگان و شاعران زیادی نیز از آن در آثارشان استفاده کرده اند.

نقاشی دختری با گوشواره‌ی مروارید یکی از بحث‌برانگیزترین نقاشی‌های یوهانس ورمیر محسوب می‌شود. تاریخ‌نگاران و منتقدان هنری هر یک نظری متفاوت نسبت به این اثر دارند.

شایعات پیرامون نقاشی یوهانس ورمیر با نام «دختری با گوشواره‌ی مروارید» از زمان کشف آن از اواخر قرن نوزدهم تا به امروز وجود داشته است. به‌علاوه، این نقاشی منحصربه‌فرد همچنان جرقه‌ای برای شعله‌ور شدن بحث‌ها و حدس و گمان‌ها است.

این مقاله به بررسی نقاشی دختری با گوشواره‌ی مروارید پرداخته و داستان پشت این اثر معروف را روایت می‌کند.

اگرچه ورمیر در قرن هفدهم میلادی در زمره‌ی موفق‌ترین هنرمندان شاغل در دلفتِ هلند بود، اما او پس از مرگش در سال ۱۶۷۵ به‌کلی فراموش شد.

تأثیر ورمیر حتی در دوران حیات وی عمدتاً محدود به دلفت می‌شد و او در این شهر به‌عنوان یک نقاش و یک فروشنده‌ی آثار هنری، زندگی معقولی داشت. از این گذشته، نام ورمیر به‌ندرت در اسناد تاریخی آمده و کمتر به حرفه و زندگی شخصی وی اشاره شده است.

اطلاعات اندکی در مورد تابلوی دختری با گوشواره‌ی مروارید وجود دارد، زیرا هیچ‌کسی به فکر ثبت تلاش‌های ورمیر در آن زمان نبود. بااین‌حال، تاریخ‌نگاران هنری به چندین حقیقت مهم در مورد این نقاشی و ترکیب و مواد به‌کاررفته در آن دست یافته‌اند.

تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که فضای تاریک و اندوهناک در پشت سر دخترِ تابلوی ورمیر اساساً به رنگ سبز تیره است.

بسیاری دیگر از هنرمندان معاصر از این تکنیک‌های مشابه به‌منظور تأکید بیشتر بر رنگ‌های متضاد و تاریک یا تصاویر مرکزی شارپ استفاده می‌کردند و به نظر می‌رسد که ورمیر این تکنیک چارچوب‌بندی را با اضافه کردن یک جلوه‌ی نیلی‌رنگ به پس‌زمینه‌ی نقاشی بهبود بخشیده است؛ تکنیکی که به اثر عمق می‌دهد.

بد نیست به این موضوع اشاره کنیم که این اثر در بیشتر طول حیات خود با نام «دختری با سربند» یا صرفاً «دختر جوان» شناخته شده و تنها در قرن گذشته چنین نامی به خود دیده است. ورمیر نیز به‌مانند اکثر هنرمندان عصر خود، از کشیدن شخصیت‌هایی با پوشش شرقی لذت می‌برد. دلیل این علاقه، بیگانگی و مرموز بودن چنین شخصیت‌هایی بود که به جوامع غیراروپایی منتسب می‌شد.

ازآنجایی‌که مدل این اثر سربندی به سر دارد، بسیاری از تاریخ‌نگاران هنری معتقدند که نقاشی ورمیر به‌هیچ‌وجه نباید در دسته‌ی پرتره‌ها جای بگیرد؛ زیرا این سبک از نقاشی در حال بزرگ جلوه دادن جایگاه اجتماعی شخصیت نقاشی از طریق نمایش اجزای مرتبط با منطقه‌ی نفوذ آن است.

از طرفی دیگر، اکثر فرهیختگان معتقدند که اثر «دختری با گوشواره‌ی مروارید» به ژانری از نقاشی تعلق دارد که ترونی (Tronie) نامیده می‌شود. این سبک، از کشورهای فقیر در زمان ورمیر نشات می‌گیرد.

این نوع از کار هنری به‌جای توجه به افراد واقعی، اغلب کاراکترها یا مدل‌هایی خیالی را به تصویر می‌کشد و معمولاً حول مدل‌هایی با پوشش‌های خیالی با ژست‌هایی اغراق‌آمیز تمرکز دارد.

درحالی‌که تشخیص هویت مدل ورمیر، به دلیل فقدان شواهد و مدارک، غیرممکن است، او ممکن است از یکی از ۷ دختر خود برای نشستن در مقابل بوم وی درخواست کرده باشد. نقاشی دختری با گوشواره‌ی مروارید از سال ۱۹۰۲ تاکنون در کلکسیون موریتشو (Mauritshuis) در شهر لاهه نگهداری می‌شود و همچنان در بخش نمایش‌های دائمی موزه قرار دارد.


مارسین -سازه هایی از جنس هنروتجربه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

enemad
بستن
مقایسه