مارسل دوشان هنرمندی که هنر تجاری

 

مارسل دوشان در سال1887 در پاریس در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد. وی تا سال 1905 در آکادمی جولیا درفرانسه به تحصیل نقاشی مشغول بود.

کارهای اولیه او به سبک پست امپرسیونیسم بود اما بعدها به عنوان تاثیرگذارترین هنرمند مکتب دادا شناخته شد.هدف اصلی هنرمندان دادا این بود که معیارهای متداول زیبایی شناسی و هنری جاافتاده را در هم بریزند.

دوشان یک انقلابی واقعی بود. هرگز وارد جریان دادا نشد اما بسیار پیش از دادا به نفی زیبایی شناسی دست زده بود.

مارسل دوشان خیلی زود به عنوان یک هنرمند آوانگارددر اروپا و آمریکا مشهور شد.اثر معروفش “برهنه از پله پایین می آید”او را به اوج شهرت رساند.آنچه دوشان را به اندیشه های دادا پیوند می دهد نه نقاشیهای او بر روی شیشه یا تابلوی معروف “برهنه از پله پایین می آید” بلکه ” حاضرآماده های”اوست.دوشان برای نفی زیبایی شناسی یک شیء معمولی رابر میداشت و درنمایشگاه ارایه می کرد.آن شیء فاقد هر گونه ارزش زیبایی شناسانه بود و به گفته خود دوشان ملاک انتخاب اشیاء بی تفاوتی آنها بود.

مارسل دوشان (به فرانسوی: Marcel Duchamp) (زادهٔ ۲۸ ژوئیه ۱۸۸۷، درگذشتهٔ ۲ اکتبر ۱۹۶۸) نقاش و مجسمه‌ساز فرانسوی بود که آثارش را بیشتر با سبک‌های دادائیسم و سوررئالیسم مرتبط می‌دانند. آثار دوشان در گسترش هنر غرب پس از جنگ جهانی اول تأثیرگذار بود.

دوشان تفکر قراردادی دربارهٔ پروسهٔ هنری و بازاریابی هنر را به چالش کشید. البته نه چندان با نوشتن مقاله بلکه با انجام فعالیت‌های خرابکارانه نظیر ارائهٔ یک پیشابگاه به عنوان اثر هنری و نامگذاری آن به نام چشمه.

دوشان به نسبت آثار هنری اندکی تولید کرده‌اما در همین آثار اندک جنبش‌های هنری آوانگارد زمانهٔ خود را به سرعت پیموده‌است.

مارسل دوشان، در سال ۱۸۸۷ در فرانسه چشم به جهان گشود.

خانواده دوشان، خانواده‌ای فرهنگی و اهل هنر بودند.«امیل نیکول»، پدربزرگ مادری دوشان، نقاش ماهری بود و تصاویر نقاشی‌ها او سراسر خانه آن‌ها را پوشانده بود.

خواهران و برادران دوشان هم همه نقاش و مجسمه‌ساز بودند و او در محیطی هنری رشد کرد.

دوشان نقاشی آکادمیک را زیر نظر معلمی گذراند که مخالف امپرسیونیسم و هنر مدرن بود و سعی داشت تا دانش آموزان را به سمت هنر کلاسیک گرایش دهد. اولین فعالیت هنری و حرفه‌ای دوشان در سن ۱۵ سالگی بود، پرتره‌ای که با آبرنگ از خواهرش سوزان کشید.

اولین تجربیات حرفه‌ای دوشان پیروی از فوویسم‌ها بود، در بسیاری از آثارش گرایش او به سمت سمبولیسم دیده می‌شود. شاید بتوان گفت که دوشان بسیار تحت تأثیر برادر بزرگ‌ترش بود و در اوایل سال‌های حرفه‌ای فعالیتش گرایش برادرش را ادامه داد.

دوشان در سالن پاییز آثار زیادی را به نمایش درآورد.

دوشان در فرانسه متولد شد و در خانواده‌ای اهل فرهنگ رشد کرد.

خانهٔ آنها مملو از نقاشی‌ها و قلم‌زنی‌های «امیل نیکول» پدر بزرگ مادری‌اش بود و خانواده او به بازی شطرنج، خواندن کتاب، نقاشی، و موسیقی علاقه داشتند. خواهر و برادران او هم هنرمندان موفقی شدند:

  • ژاک ویلون (۱۹۶۳–۱۸۷۵)، نقاش
  • ریموند دوشان-ویلون (۱۹۱۸–۱۸۷۶)، مجسمه‌ساز
  • سوزان دوشان (۱۹۶۳–۱۸۸۹)، نقاش

در کودکی به همراه دو برادر بزرگترش خانه را ترک کرد و در روان به مدرسه رفت.

 

"<yoastmark

او به خواهرش سوزان بسیار نزدیک بود که همیشه در بازی‌ها و فعالیت‌هایی که از قدرت تخیل فوق‌العاده مارسل ناشی می‌شد، همراه و همپای او بود.

اگرچه مارسل دانش آموز برجسته‌ای نبود، اما در ریاضیات استعداد داشت و در مدرسه برندهٔ دو جایزهٔ ریاضی شد. در سال ۱۹۰۳ یک جایزهٔ نقاشی به دست آورد، و در جشن فارغ‌التحصیلی در ۱۹۰۴ جایزهٔ دیگری برنده شد که او را در تصمیمش برای هنرمند شدن مصمم کرد.

نقاشی آکادمیک را از معلمی آموخت که می‌خواست دانش‌آموزانش را از امپرسیونیسم و پست امپرسیونیسم و سایر جنبش‌های هنری آوانگارد دور نگه دارد، تلاشی که البته ناموفق بود.

اولین راهنما و مرشد هنری مارسل، برادرش ژاک ویلون بود که مارسل سبک سیال و بُرندهٔ او را تقلید می‌کرد. در ۱۴ سالگی اولین فعالیت جدی هنری او نقاشی‌هایی بود با آبرنگ که از سوزان در حالت‌های مختلف و در حال انجام کارهای گوناگون می‌کشید.

در تابستان همان سال منظره‌هایی هم به سبک امپرسیونیست‌ها با رنگ و روغن نقاشی کرد.

دوشان با اشراف کاملی که به هنر مدرن داشت، با نوشتن مقاله‌های اعتراضی سعی کرد تا هنر مدرن را به چالش بکشد.

او با هر عملی که هنر را به عملکردی تجاری تبدیل می‌کرد مخالف بود. خود دوشان آثار محدودی خلق کرده و به نمایش گذاشته است ولی در معدود آثارش هم نشان داده تا چه اندازه از هنرهای زمانه‌اش جلوتر است و به‌خوبی درک درستی از هنر ناب و مدرن داشته است.

پس از جنگ جهانی اول، هنرمندانی نظیر مانه و گوستاو کوربه آثارشان را در نمایشگاه‌ها به نمایش درآوردند.

بسیاری از هنرمندان آن زمان به آثار کوربه و هنر کلاسیک گرایش بیشتری نشان می‌دادند و همین مسئله باعث شد تا میان هنر مدرن و هنر وابسته به اصول شکافی به وجود بیاید و فاصله میان هنرمندان را بیشتر کند.

همین مسئله باعث شده بود که بسیاری هنر فاخر را هنر کلاسیک بدانند و هنری که با تکیه بر معنا اثر هنری آفریده، هنری بی‌محتوا باشد.

 

مارسل دوشان هنرمندی که هنر تجاری
مارسل دوشان هنرمندی که هنر تجاری

 

مارسل دوشان، هنرمند فرانسوی- آمریکایی، پیشگام راستین مدرنیسم پساکلاسیک است. تحول هنری مارسل دوشان ــ که آندره برتون او را زیرک‌ترین هنرمند سدهٔ بیستم نامید ــ فقط در متن اوضاع هنری حاکم بر پاریس در واپسین دههٔ پیش از جنگ جهانی اول قابل فهم است.

پس از جنجال‌هایی که با نمایش آثار کوربه، مانه و امپرسیونیست‌ها به پا شد، میان هنر رسمی که هنوز وامدار سنت آکادمی‌ها بود و کار هنرمندان جوان پیشرو که از این سنت روی گردانده و در جستجوی مضمون‌ها و وسایل جدید بازنمایی بودند، شکافی ژرف پدید آمد. با وجود این، زمانی که انقلابیون قبلی به خاطر دستاوردهایشان مورد توجه قرار می‌گرفتند، این عقیده در محافل هنری رواج می‌یافت که هر هنر پر معنا و هدفمندی که سرانجام معیارهای «سلیقهٔ خوب» را می‌سازد، اصلاً نوآورانه و نقض کنندهٔ معیارهای حاکم است. به عبارت دیگر، راه افتخار ــ راه به سوی قلهٔ خدایان موزه‌ها ــ از هنر پیشتاز می‌گذرد.

دوشان که در سال ۱۹۰۴ با هدف نقاش شدن به پاریس می‌آید، بی درنگ کارش را به سبک امپرسیونیست‌ها، سپس به شیوهٔ سزان و فووها شروع می‌کند و سرانجام به مضمون‌های سمبولیستی روی می‌آورد.

او به برکت نفوذ برادرانش ــ که هر دو ده سالی از او بزرگترند و قبلاً به جنبش پیشتاز پیوسته‌اند ــ آثارش را نه فقط در سالن مستقلان بلکه همچنین مرتباً در سالن پاییز به نمایش می‌گذارد.

در بهار سال ۱۹۱۱، و به هنگام گشایش سالن پاییز، اعتماد به نفس مارسل دوشان سخت ضربه می‌خورد. در تالار شمارهٔ ۴۱، آنجا که فووها ظهور تماشایی خود را در سال ۱۹۰۵ تجربه کردند، اکنون کوبیست‌ها (گلز، لوفوکنیه، متسنژه، لژه و دلونه) جنجال دیگری را پدیدمی‌آورند. پیکاسو و براک، آفرینندگان اصلی سبک تازه، در این جمع حضور ندارند (اینان از شرکت در نمایشگاه‌ها خودداری می‌کنند، زیرا آثارشان پیش از این رد شده بود). اما عدم حضور ایشان مهم نیست، نقاشی‌های ارائه شده در نظر تماشاگران ناآگاه به اندازه کافی «احمقانه» است. جنجال دیگری پدید می‌آید.

وقتی که خیل مردم در حال استهزا و فحاشی و مجادله به تالار کوبیست‌ها هجوم می‌آورند، در زیر امواج نظرات شش هزار سنت‌گرا قطعاً کسی به نقاشی‌های دوشان توجهی نمی‌کند.

یکی از جنجالی‌ترین و مهم‌ترین آثار دوشان، «کاسه توالت» است. بر اساس یک نظرسنجی هنری، کاسه توالت مارسل دوشان تأثیرگذارترین اثر هنری مدرن دنیا در تمامی دوران نام‌گرفته است.

در این نظرسنجی پس‌ازاین اثر دوشان، تابلوی «دوشیزگان آوینیون» اثر پابلو پیکاسو متعلق به سال ۱۹۰۷ در مقام دوم و تابلوی مریلین مونرو اثر اندی وارهول متعلق به سال ۱۹۶۲ در مقام سوم قرارگرفته‌اند.

دوشان در سال ۱۹۱۷ این توالت را امضا کرد و آن را در نمایشگاهی به نمایش گذاشت؛ او با این کار دنیای هنر را شوکه کرد. سایمون ویلسون، کارشناس هنری می‌گوید: «انتخاب اثر دوشان پیش از آثار پیکاسو و ماتیس واقعاً شوکه ‌کننده است؛ اما این انتخاب بیانگر پویایی هنر امروز و این نکته است که در هنر مهم‌ترین چیز فرایند خلاقه‌ای است که در اثر هنری، خود را به رخ می‌کشد و فرقی نمی‌کند که اثر از چه ساخته‌شده یا چه شکلی داشته باشد.»

دوشان با امضا کردن یک کاسه توالت و قرار دادن آن در نمایشگاه، دهن کجی کرد به دنیای هنر تجاری و بی‌محتوایی برخی از آثار این دنیا را به رخ کشید.

دوشان تأثیرات زیادی در هنر آوانگارد و مدرن گذاشت، او در ۲ اکتبر ۱۹۶۸ درگذشت.

تابلوی “برهنه از پله پایین می آید”دوشان زمانی برای تابلو مونا لیزا سبیل گذاشته بود .برای نمایشگاه مستقل ها هم یک توالت فرستاده بودو اسمش را گذاشته بود چشمه آنها نمی توانستند آن را رد کنند اما در جایی سوت و کور به نمایش گذاشتند.دوشان در لغتنامه ای در باب سورئالیسم به عنوان باهوشترین و نزد بسیاری دردسرسازترینمرد نیمه اول سده بیستم توصیف شده است .

امروزه  وقتی به نمایشگاه ی از آثار تجسمی به ویژه نقاشی و مجسمه می رویم؛ بیشتر با آثاری روبرو می شویم که نمایشگر یک شیء معمولی؛ یا حتی دقیقاً همان شیء روزمره ای  است که از آن در زندگی مان استفاده می کنیم. شئی همچون صندلی که امروزه هم در نمایشگاه های هنرمندان مان مٌد شده است.

در ایران اگر چند دهه است که نگاهمان به جمال این نوع آثار روشن شده است (از جنبش سقاخانه- دهه۱۳۴۰ – تا امروز)؛ اما در دیگر کشورها سال هاست به ظهور رسیده است.

برای نمونه در روسیه و در مکتب ” کانسترکتیویسم ” و در آثار ” ولادیمیر  تاتلین” شاهد این گونه آثار هستیم. اما در این نوع آثار هنرمند برای بیان و تفکر خود چند شیء را با هم ترکیب می کند و اثری جدید پدید می آورد.

 اما در سال ۱۹۱۷ اثری به نمایشگاه آمریکا را یافت که فقط یک توالت پیشآب    (ادرار) بیش نبود و دقیقاً یک شیء مصرفی بود و هنرمند هیچ گونه دخل و تصرفی در آن نداده بود؛ و هنرمندش  بر آن نام ” چشمه ” گذاشته بود. اگر چه درابتدا مسئولین نمایشگاه از پذیرش این اثر سر باز زده بودند اما با دلایل دوشان مجبور به پذیرش اثر شدند

این اثر از هنرمند فرانسوی ” مارسل  دوشان ” بود؛ و این تفکر که یک شیء بدون دخل و تصرف به عنوان اثر هنری شناخته شود توسط او مطرح شد؛ و بر این گونه آثار نام ” حاضر – آماده ” گذاشتند. و همین آثار حاضر- آماده تاثیری شگرف بر هنرهای تجسمی دهه ی ۱۹۶۰و بر جنبش هایی همچون ” مینی مالیسم ” و ” کانسپچوالیسم ” و آثار هنری ” پست مدرن ” داشت

دلایل  دوشان  برای مسئولین نمایشگاه :

پول و هزینه فضای نمایشگاه را پرداخته ام؛ پس حق دارم.

۲- من یک هنرمندم( که به حق  بود ) و تشخیص داده ام این شیء یک اثر هنری است.

 اما واقعاً چگونه می شود این گونه اشیا  را به عنوان  اثر هنری پذیرفت.

دلایل:

۱- تغییری که هنرمند در شیء از متنی به متن دیگر پدید می آورد( آنچه در نشانه شناسی با نام جانشینی خوانده می شود)

الف) از متن زندگی روزمره به متن هنری.

ب) از مکان همیشگی به مکان نمایشگاه.

 به عبارتی یک شیء نظیر پارو که در متن زندگی روزمره برای پارو کردن برف به کار می رود و در گوشه انبار قرار دارد؛ وقتی به متن نمایشگاه راه می یابد؛  و دوشان نام ” پیش از بازوی شکسته ” را بر آن  گذارده؛ این شیء دیگر پارو نیست بلکه اثر هنری است.

 این برخورد را در زندگی روزمره مان نیز به کار می بریم؛ برای نمونه یک سماور زغالی ( سماور آتشی) که سال ها در زندگی پدران مان کاربرد داشته؛ امروزه به عنوان یک شیء تزیینی  در بهترین جای منزل – دکور  و اتاق و سالن پذیرایی – قرار می دهیم و در متن کنونی اش دیگر سماور نیست  بلکه یک شیء تزیینی است.

۲- انتخاب هنرمند؛ تفکر و ذهنیت و انگیزه هنرمند است که یک شیء را اثر هنری خطاب می کند و این برخورد هنرمند در اصل نفی هنر و نقاشی کلاسیک( نقاشی با قلم مو و رنگ بر روی بوم ) است.

۳- انتخاب هر شیء نیز  اثر هنری شمرده نمی شود بلکه می بایست شئی باشد که هیچ گونه احساسی را به همراه نداشته باشد و به عبارتی شئی خنثی باشد. و در مدت زمان کوتاهی  دچار عادت نشود.

۴- نامی که بر اثر گذاشته می شد نیز بسیار مهم بود. به گونه ای که  مفهومی غیر از عملکرد اولیه  شیء را به ذهن متبادر کند؛ که نام اولیه شیء محو شود.

بنابراین  حتی یک شیء روزمره که در نمایشگاه می بینیم ؛ یک اثر هنری است چون در پس این شیء یک مفهوم فلسفی نهفته است.

اما امروزه  در ایران با عنوان های هنر مفهومی ( کانسپچوال ) و غیره؛ هنرمندانمان دست به ارائه آثاری می زنند که کمتر مفهومی از فرهنگ ایرانی در آن دیده می شود و دربرخی مواقع مغایر با فرهنگ ایرانی است.

چشمه (دوشان)

چشمه اثر مارسل دوشان

چشمه یا فواره (به انگلیسی: Fountain) یکی از آثار مارسل دوشان هنرمند فرانسوی در سال ۱۹۱۷ است.این اثر یکی از آثاری است که دوشان آن‌ها حاضرآماده‌ها (به انگلیسی: Readymades) می‌نامید.وی در آثاردیگری از وسایل آماده (دم دستی) استفاده کرده بود و در این مورد از یک پیشابگاه بهره برد و آن را با امضای R.Mutt برای نمایش عرضه کرد ،این اثر در تاریخ هنر قرن بیستم یک نقطه عطف محسوب می‌گردد.

مارسین-سازه هایی از جنس هنر و تجربه

2 دیدگاه برای “مارسل دوشان هنرمندی که هنر تجاری”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

enemad
بستن
مقایسه